ماجراهای ادامه دار
ماجرا از همینجا شروع شد. رفتم پیش یه دکتر خوب مرد تو تبریز تا آزمایشات قبل از بارداری رو انجام بدم.وقت معاینم میکرد خیلی دردم گرفت یهو گفت تو یه پرده طولی تو واژنت داری انگار که واژنت دوتاست و احتمال حاملگیت 50 % . انگار آب داغ ریختن رو سرم فقط خدا میدونه چی کشیدم.به زور خودمو نگه داشتم.بهم گفت برو اگه تا یکسال باردار نشدی دوباره بیا.باید با عمل برشداریم.کلی آزمایش و سونو هم نوشت که خوشبختانه اونجا مشکلی نبود.البته من گهگاهی کیست هم داشتم از 15 سالگیم.
تو این مدت هم از استرس همش کیست ایجاد میشد چندتا دکتر دیگه هم رفتم. هر ماه با تاخیر پریودم امیدوار میشدم ولی بعد میدیدم اشتباه کردم چیزی که بیشتر زجرم میداد بیخیالی شوهرم بود.شهریور امسال یکسال گذشت و خبری نبود.رفتم پیش همون دکتر اولی بعد از آزمایش و... بهم گفت تو این شرایط احتمال بارداری داری .تخمک گذاری داری. بعد یکم فکر کرد و گفت شوهرت رفته آزمایش؟ گفتم نه! گفت اونم باید بره چون ممکنه مشکل از اون باشه! حالا اینو باید به شوهری که از ته دل راضی به بچه دارشدن نبود میگفتم.خدا میدونه چی کشیدم یه ماه طول کشید تا قبول کنه.البته ته دلم می گفتم من که میدونم مشکل از منه! دوستش تو یه آزمایشگاه کار میکرد رفتیم اونجا بعد چند روز زنگ زد نتیجه رو بپرسه با خنده گفت از اسپرما چه خبر؟ زیاد که شلوغ نیستن؟ بعد بهت زده شد و گفت واقعا؟؟؟ من فهمیدم یه مشکلی هست.

ماجراهای ادامه دار
